مادرم زیباست،
به اندازه ی همه ی بنفشه هایی که آدم ها بوییدند
و لطیف است،
به اندازه ی تمام بنفشه هایی که بوییده نشدند.
پدرم مهربان است
به اندازه ی یک مرد!
برادرانم
مرا یاد غنچه های انار می اندازند
دوستانم از گل خوش رنگ ترند،
و از برگ سبزتر.
در نگاه هر کس می نگرم پر از آسمان است
پر از آبی
پر از سرخ
در چشمان همه
پر از رنگین کمان است
پر از دوستی.
پی.اس. توصیه من به تمام کنکور داده های عزیزی که شاید مانند سه سال پیش من فکر می کنند (خصوصا کسانی که رشته ی ریاضی می خوانند و ممکن است رتبه ی فیزیک را داشته باشند) ...
دانشگاه شهید بهشتی یعنی :
اساتید عقده ای، دانشجویان متقلب، یعنی تیمارستان، یعنی نقض قانون تلاش(این را از روی ناراحتی یا عصبانیت نمی گویم، اکثر کسانی که تقلب نمی کنند این را می دانند)
دانشگاه شهید بهشتی یعنی دیگر عادی شده دیدن دکتر احمق و بی سواد . یعنی تلف کردن وقت و عمر به پای رفتن سر کلاس هایی که درس را آخر ترم خودت باید بخوانی تا بفهمی. یعنی زنی عقده ای و بی شعور که تمام کتاب را روی برگه منتقل می کند و اگر برگه هایش را بگیرید به اندازه ی بوزینه نمی فهمد و اسمش را هم می گذارد " زحمت " !!! یعنی صدها و هزارها مرد و زن عوضی مانند او.
دانشگاه شهید بهشتی یعنی دلم می خواهد به هفت استاد از هر هشت استاد بیلاخی به اندازه ی تمام ثانیه هایی که مجبور بودم قیافیه ی غیرقابل تحملشان را تحمل کنم، بدهم.